4 تفاوت اساسی تحلیل تکنیکال و فاندامنتال

تفاوت اساسی تحلیل تکنیکال و فاندامنتال

تحلیل تکنیکال بر نمودارهای قیمت و داده های واقعی بازار تمرکز می کند تا با استفاده از ابزارهایی مانند نمودارها و شاخص ها، حرکات آتی قیمت را پیش بینی کند اما در مقابل تحلیل بنیادی با تحلیل عوامل اقتصادی، مالی و کیفی مانند روند درآمدها، اشخاص و صنعت، ارزش ذاتی اوراق بهادار را ارزیابی می کند.

تجزیه و تحلیل بازار سهام می تواند به سرمایه گذاران، معامله گران و مدیران ثروت کمک کند تا تصمیمات سرمایه گذاری آگاهانه تری بگیرند. تحلیل های بنیادی و تکنیکال دو روش متفاوت برای تحلیل بازار هستند و سرمایه گذاران اغلب از این روش ها برای تحقیق و پیش بینی قیمت سهام استفاده می کنند. آگاهی از تفاوت تحلیل تکنیکال و فاندمنتال می تواند به شما کمک کند تا تصمیمات سرمایه گذاری آگاهانه تری داشته باشید و روندهای بازار را بهتر ارزیابی کنید.

تحلیل فاندامنتال یا بنیادی چیست؟ (Fundamental Analysis)

تحلیل بنیادی روشی برای ارزیابی ارزش ذاتی یک شرکت یا دارایی ها توسط تجزیه و تحلیل عوامل کیفی و کمی مختلف است که می تواند بر عملکرد آن تأثیر بگذارد.

تحلیل بنیادی شامل بررسی جنبه‌های مختلف یک شرکت یا دارایی، از جمله صورت‌های مالی، شرایط اقتصادی، روند صنعت، مدیریت و سایر عواملی است که ممکن است بر رشد و سودآوری آینده آن شرکت تأثیر گذار باشد. تحلیلگران بنیادی با تجزیه و تحلیل این عوامل، سعی دارند بفهمند که آیا شرکت یا دارایی های آن توسط بازار بیش از حد یا کمتر از حد خود ارزش گذاری شده اند یا نه! ارزش گذاری ها با استفاده از ابزارها و روش های مختلف انجام می شود که عبارتند از نسبت های مالی، تحلیل جریان نقدی تنزیل شده، و پیش بینی سود!

هدف تحلیل بنیادی شناسایی سرمایه‌گذاری‌هایی است که پتانسیل عملکرد خوب در بلندمدت را بر اساس مبانی بنیادی یک شرکت دارند نه بر اساس روندهای کوتاه مدت بازار یا حدس و گمان!

نمونه هایی از تحلیل بنیادی
برخی از نمونه های تحلیل بنیادی

نمونه هایی از تحلیل بنیادی

رویدادهای اقتصادی متعددی رخ می دهد که روزانه قیمت دارایی ها را تغییر می دهد. در زیر برخی از این نمونه ها آورده شده است:

  • نرخ بهره

اکثر اقتصادهای بزرگ یک بانک مرکزی دارند که نرخ بهره معیار آن منطقه را در فواصل زمانی منظم در طول سال تعیین می کند. افزایش این نرخ می تواند نشانه قدرت اقتصادی باشد، در حالی که کاهش نرخ بهره می تواند در مواقع ضعف اقتصادی رخ دهد. معامله گران اغلب از محیط نرخ بهره برای شکل دادن نظرات عملکرد اقتصادها و نحوه ارتباط آن با سایر اقتصادها استفاده می کنند. نرخ بهره به بازارهای فارکس مرتبط است چون قیمتهای آنها بر اساس نسبیت اقتصادی تغییر می کند.

  • نرخ تورم یا شاخص قیمت مصرف کننده

نرخ تورم که اغلب با استفاده از شاخص قیمت مصرف کننده (CPI) قدرت خرید یک ارز نسبت به سبد کالا و خدمات اندازه گیری می شود، معمولا به صورت ماهانه اعلام می گردد. هدف بسیاری از بانک های مرکزی برای نرخ تورم بین 2 تا 3 درصد عبارت است از، کاهش نرخ بهره زمانی که تورم زیر این سطح است و افزایش آن زمانی که بیش از این سطح است.

  • تولید ناخالص داخلی

تولید ناخالص داخلی (GDP) ارزش کلی کالاها و خدمات خریداری شده در یک دوره زمانی معین را که در یک منطقه تولید شده اند، اندازه گیری می کند. تولید ناخالص داخلی خلاصه ای از عملکرد خوب یا ضعیف یک اقتصاد را نشان می دهد. ارقام بالای تولید ناخالص داخلی می‌تواند به معنی احساسات مثبت نسبت به دارایی‌های منطقه و مقادیر پایین آن نشان دهنده احساسات منفی باشد.

تحلیل تکنیکال چیست؟ (Technical Aalysis)

تحلیل تکنیکال روشی برای ارزیابی بازارهای مالی و پیش‌بینی حرکات آتی قیمت با تحلیل روندها و الگوهای آماری در داده‌های معاملاتی مانند قیمت و حجم است. نمودارها و سایر شاخص های فنی باید برای شناسایی الگوها، روندها و سایر سیگنال هایی که ممکن است نشان دهنده تغییرات قیمت در آینده باشد، بررسی شوند. تحلیلگران تکنیکال بر این باورند که تمام اطلاعات مربوط به ارزش دارایی مالی از قبل در قیمت آن منعکس شده است و می توان با مطالعه حرکات و روندهای قیمتی گذشته به خوبی از تغییرات قیمت آتی دارایی مطلع شد و بر اساس آنها تصمیم گرفت.

تجزیه و تحلیل تکنیکال معمولاً هنگام معامله سهام، اوراق قرضه، ارزها و کالاها استفاده می شود. اغلب همراه با تحلیل بنیادی استفاده می شود که عوامل مالی و اقتصادی یک شرکت را برای تعیین ارزش آن بررسی می کند.

نمونه هایی از تحلیل تکنیکال

صدها نمونه از ابزارهای تحلیل تکنیکال از استانداردهای صنعتی مانند میانگین نوسان گرفته تا شاخص‌های سفارشی‌تر که نام یک فرد را ذکر می‌کنند، وجود دارد. برخی از آنها عبارتند از:

  • میانگین نوسان 

میانگین نوسان(MA) مقدار متوسط آخرین نقطه داده (ورودی) از مقادیر بسته شدن آن کندل در بازه زمانی را نشان می دهد. معامله گران ممکن است از میانگین نوسان برای مقایسه معامله اخیر با قیمت فعلی استفاده کنند تا بفهمند آیا بازار در آینده بالاتر یا پایین تر از MA معامله خواهد شد یا خیر!

  • باندهای بولینگر

باندهای بولینگر شاخص میانگین نوسان و محاسبات انحراف استاندارد را ادغام می‌کنند تا محدوده‌ای را نشان دهندکه پروژه های بازار براساس تئوری های ریاضی در محدوده 68.3 درصد معامله می شوند. معامله گران می توانند از باندهای بولینگر برای اندازه گیری بازار فعلی در برابر محدوده های پیش بینی شده آن برای بازه زمانی معین استفاده کنند. این امر می تواند پرایش اکشن داخلی را در مقابل خارجی، بیرونی یا روزانه مشخص کند.

  • شاخص قدرت نسبی

شاخص قدرت نسبی (RSI) تلاش می‌کند تا با به دست آوردن مقدار 0 تا 100 قیمت‌های واقعی، نشان دهد که یک بازار تا چه حد «فروش بیش از حد» یا «خرید بیش از حد » داشته است. مقادیر نزدیک به 0 یعنی 30 و کمتر، نظر سابق درباره بازار را منتقل می کنند در حالی که مقادیر نزدیک به 100 یعنی 70 و بالاتر، در ستون دوم قرار می گیرند. معامله گران تمایل دارند مقدار فروش بیش از حد 0 تا 30 را به عنوان یک شاخص صعودی و مقدار بیش از حد خرید 70 تا 100 را به عنوان یک شاخص نزولی در نظر بگیرند.

مشاهده کنید: 5 الگوی هارمونیک در تحلیل تکنیکال

بیشتر بخوانید: الگوی فنجان و دسته در تحلیل تکنیکال و الگوی سه سرباز سفید

تفاوت تحلیل تکنیکال و فاندامنتال
بررسی تحلیل تکنیکال و فاندامنتال

تفاوت تحلیل تکنیکال و فاندامنتال:

  • تمرکز

تحلیل بنیادی بر کسب و کار اساسی یک شرکت، سلامت مالی، مدیریت و چشم انداز رقابتی آن تمرکز دارد. از سوی دیگر، تحلیل تکنیکال تنها بر روی حرکات قیمت و حجم اوراق بهادار متمرکز است.

  • افق زمانی

تحلیل بنیادی معمولاً توسط سرمایه گذارانی با افق بلندمدت استفاده می شود که به ارزش اساسی یک شرکت علاقه مند هستند. در مقابل تحلیل تکنیکال اغلب توسط معامله گران کوتاه مدت که علاقه مند به شناسایی حرکات کوتاه مدت قیمت هستند، استفاده می گردد.

  • ابزارها

تحلیل بنیادی نیازمند درک صورت های مالی، داده های اقتصادی و روندهای صنعت است. تجزیه و تحلیل فنی نیاز به دانش ابزارهای نموداری، شاخص های تکنیکال و پرایس اکشن دارد.

  • فرضیات

تحلیل بنیادی فرض می‌کند که بازار همیشه کارآمد نیست و ممکن است سهام بر اساس مبانی کسب‌وکارشان به اشتباه قیمت‌گذاری شوند. برعکس تحلیل تکنیکال فرض می‌کند که تمام اطلاعات بازار در قیمت منعکس می‌شود و داده‌های واقعی قیمت و حجم آن می‌توانند به پیش‌بینی حرکات آتی کمک کنند.

مزایای تحلیل بنیادی

در اینجا برخی از مزایای اصلی که تحلیل بنیادی به سرمایه گذاران ارائه می دهد آورده شده است:

  • از رویکرد جامع تری استفاده می کند.

تحلیل بنیادی به سرمایه گذاران اجازه می دهد تا یک شرکت، سهام آن و رابطه آن با اقتصاد را به روشی عمیق تر ارزیابی کنند زیرا از داده های واقعی مختلفی استفاده می کنند.

  • اطلاعات بیشتری را در نظر می گیرد.

این نوع تحلیل همچنین طیف وسیع تری از اطلاعات را در نظر می گیرد که ممکن است به قیمت سهام مرتبط باشد، مانند وضعیت اقتصاد!

  • می تواند روندهای بلند مدت را پیش بینی کند.

تجزیه و تحلیل بنیادی همچنین به سرمایه گذاران اجازه می دهد تا روندهای بلندمدت را به راحتی پیش بینی کنند و شرکت هایی را که پتانسیل رشد خوب و محصولات یا خدمات سودآور دارند را پیدا کنند.

مزایای تحلیل تکنیکال
مزایای مرتبط با تحلیل تکنیکال

مزایای تحلیل تکنیکال

در اینجا برخی از مزایای مرتبط با تحلیل تکنیکال آورده شده است:

  • امکان ارزیابی سریعتر را فراهم می کند.

تجزیه و تحلیل فنی می تواند روش مفیدتری برای سرمایه گذارانی باشد که می خواهند سهام خود را به سرعت ارزیابی کنند زیرا بسیاری از ابزارهای مرتبط با این نوع تحلیل، امکان ارائه نتایج فوری و تحلیل سهام را فراهم می کنند.

  • امکان تصمیم گیری سریعتر را فراهم می کند.

از آنجایی که تحلیل تکنیکال می‌تواند ارزیابی فوری سهام را برای سرمایه‌گذاران آسان‌تر کند، همچنین می‌تواند آنها را قادر سازد تا بسیاری از بازارها را به طور همزمان ارزیابی کنند و تصمیمات آگاهانه‌تری را سریع‌تر اتخاذ کنند.

  • سایر عوامل را نیز ارزیابی می کند.

این نوع تحلیل همچنین تعدادی از عوامل دیگر را ارزیابی می‌کند که تحلیل‌های دیگر انجام نمی‌دهند، از جمله روان‌شناسی بازار، انتظارات عرضه و تقاضا که به سرمایه‌گذاران اجازه می‌دهد بر اساس داده‌های فعلی تصمیم بگیرند.

استفاده از تفاوت تحلیل تکنیکال و فاندامنتال برای معامله گری در فارکس

  1. بازار فارکسی را که می خواهید معامله کنید انتخاب کنید.
  2. برای شروع یک حساب کاربری باز کنید یا روی یک حساب آزمایشی تمرین کنید.
  3. پلت فرم معاملاتی فارکس خود را انتخاب کنید.
  4. موقعیت ها را باز کرده ببندید و بر آنها نظارت کنید.

تجارت فارکس با استفاده از تحلیل تکنیکال و بنیادی نیازمند یک حساب کاربری با ارائه دهنده فارکس یک استراتژی است. بیشتر استراتژی های قابل اعمال برای معاملات در بازارهای دیگر را می توان برای تجارت فارکس نیز استفاده کرد، از جمله تحلیل تکنیکال و بنیادی! همچنین می توانید استراتژی های معاملاتی فارکس خود را با استفاده از منابع توسعه دهید. هنگامی که استراتژی شما توسعه یافت، می توانید مراحل بالا را برای افتتاح حساب و شروع تجارت فارکس دنبال کنید.

نتیجه گیری

به طور خلاصه، تحلیل بنیادی به ارزش ذاتی اوراق بهادار مربوط است در حالی که تحلیل تکنیکال به شناسایی الگوها و روندها در داده های قیمت و حجم مربوط می شود. هر رویکرد نقاط قوت و ضعف خود را دارد و بسیاری از سرمایه گذاران از ترکیبی از هر دو رویکرد برای تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری استفاده می کنند.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های آنلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
نظر شما مهم است - با ارسال نظرتان به دیگر کاربران کمک کنید.x